انقدر حس نوشتن تو این وبلاگ نبوده که دیگه دارم باهاش غریبه میشم.
زندگی به نظر هرجی جلو تر میره خیلی خلاصه میشه و شاید بتونم ازش یه تئوری بسازم که شاید حداقل برای خودم تا اینجای کار زندگی هرچقدر رفت جل
شاید هیچوقت اونقدر دلم نخواد بشینم تاریخ رو از اول تا اینجای کار بررسی کنم تا بخوام درک بینهایتی ازاین دنیا و ادما پیدا کنم.ترجیح میدم به جای گم شدن در پیچیدگی داستان های کتابای تاریخ و ادمایی که ازش